حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )

301

الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )

مسؤولين مسؤول هستند در هر مكان و هر زمانى و در هر نوعى از مسؤوليت ! ! بارى اين رستوران عبارت بود از اطاق مستطيل‌شكل محقرى كه در آن بدون اينكه جايى براى نشستن داشته باشد بر روى زمين نشستيم . گرما بشدت ما را مىسوزاند . اين رستوران نسبت به كلبه‌هاى شهر راز ميان اطاق پذيرايى مجللى به شمار مىآمد ! حتما تمامى اوضاع و احوال راز ميان پس از رسيدن برق به آن ، بهبود مىيابد . برقى كه تيرهاى آن در اين روزهايى كه ما در اين مكان هستيم نصب مىشد تا پس از چندى ديگر برق آن وصل شود . يكى از افراد اين شهر ، داستان هيأتى انگليسى را كه در سال 1977 ميلادى به قصد صعود به قلعهء لمبسر به راز ميان آمده بودند ، براى ما تعريف كرد . اين هيأت شامل پنج نفر بوده كه در ميان آنان يك زن كه خواهرزن يكى از آنان بوده وجود داشته است . مردم راز ميان خيمه‌اى براى آنان نصب كردند و فردى را به عنوان راهنما به همراه آنان فرستادند كه همو براى ما اين داستان را تعريف كرد . وى گفت كه به همراه آنها با پاى پياده تا قلعه لمبسر رفته است . آنها در قلعه لمبسر به نقب و تحقيق و بررسى مىپردازند . و چون تصميم مىگيرند كه باز گردند يكى از آنها بقاياى يك كانال را كه به قلعه متصل بوده است مشاهده مىكند . وى كنجكاو مىشود كه سرچشمهء آبى را كه اين كانال به قلعه مىرسانده است بيابد . از دوستان و همراهانش مىخواهد كه او را در حركت در مجراى اين كانال همراهى كنند ولى هيچيك از آنان قبول نمىكند مگر خواهرزنش كه با او به درون كانال مىرود و بقيه به همراه راهنما به چادرشان در راز ميان باز مىگردند . طولى نكشيد كه خواهرزن درحالىكه از مرگ آن مرد به خاطر لغزش